موضوعات
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۴۱۴٫۶۳۷ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۶۳ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱۱۴
بازدید از این یادداشت : ۳٫۲۵۵

پر بازدیدترین یادداشت ها :

یادداشتها از سده ها (4)

همانگونه که در مقدمهء بخش اول این سلسله به عرض رسید،  مجموعه یی از نکته های مفید و دلنشین در سالهای  خدمت در کتابخانهء آستان قدس رضوی علیه آلاف التحیة والثناء هنگام  ثبت نسخه های خطی ، فراهم آورده  بودم. جای تأسف است که  استناد و ارجاع دقیق  این مطالب  اکنون برای  نگارنده مقدور نیست و غرض از تقدیم آنها در این صفحه  صرف سهیم ساختن خوانندگان گرامی است با مطالب دلنشین و خواندنی که  هم آموزنده و آگهی بخش  و هم نشاندهندهء  اندیشهء گروهی از دانشجویان  و نسخه داران فارسی زبان در درازنای سده ها ست.

این یادداشتها هیچ ارتباطی به اصل مطالب نسخه های خطی ندارد، بلکه نکته هایی است که دارندگان آن نسخه ها با استفاده از سپیدیهای  کناره ها یا برخی جاهای نانوشتهء صفحات  نوشته اند. آنان ظاهراَ این مطالب را هنگام مطالعۀ نسخه های دیگر می یافته اند یا هنگام درس و گفتگو با دوستان و همدرسان می شنیده  و بر گوشه یی از نسخه یی که خود در اختیار داشته اند، می نوشته اند. این نسخه ها در درازنای سالها و سده ها از مالکی به مالکی دیگر رسیده و سر انجام با رسیدن به گنجینهء مخطوطات آستان قدس از گزند آسیبهای روزگار تا حدودی در امان مانده است.

رباعی شیخ بهایی به خط او

 

شیخ بهاؤالدین محمد عاملی، معروف به شیخ بهایی (-1030ق) بر یک صفحۀ سفید نسخۀ مکارم الاخلاق (شمارۀ 485) که ظاهراً مدتی در تملک ایشان بوده این رباعی را نوشته است:

" لکاتبـــه الفقیر بهاؤالدین محمد العاملی:

از صیحۀ من پیر مغان رفت از هوش

وز نالۀ من فتــــاد در شـــهر خروش

وان شیخ که خرقه داد و زنــّار خرید

تســــبیح زمن گرفت در میــکده دوش

 

قدسی و آهنگ هنـــــد

 

بر پشت نسخۀ شمارۀ 7345 تفسیر مجسطی مورخ 1033 هجری سه بیت از یک مثنوی و دو بیت از قطعه یا قصیده ای از قدسی در هوای سفر به هندوستان یادداشت شده است. عبارت " و له سلّمه الله"  نشان دهندهءزنده بودن قدسی هنگام نگارش  این ابیات است. سه بیت اول بیانگر عزم قدسی و آرزوی سفر هند است:

چند غبــــــــار دل ایران شوم؟

چند کنم صبر و پریشان شوم

نعل ســـفر کاش در آتش کنم

سوی دکن رفته فروکــش کنم

آب دکن شــویدم از دل غبــار

بندر ســــورت شوم آیینه دار

(سورت از بنادر معروف هند)

دو بیت دیگر که ظاهراً از قصیده ایست و با عنوان "وله سلمه الله" آغاز شده نشان می دهد که بار اول که قدسی آهنگ سفر هند داشته، از راه افتاده است و آنقدر آرزومند سفر هند بوده که  "سیاه بختی" را  به  دلیل  این که رنگی از هند داشته خیمه گاه خویش می ساخته است:

"و له سلــّمه الله:

بدینقدر که دهد از زمین هنــــدم یاد

چو لاله بر سر بخت سیه زنم خرگاه

ارادۀ ســـفری بود در دلم زین پیش

شکسته است دلم، تا فتاده ام از راه"

تواضع لطیف

این ابیات بدون  ذکر نام شاعر در نسخۀ شمارۀ 5356  یادداشت شده است:

شـــبی با صراحی هــمی گفت شـــمع

که ای هرشــــبی مجلس آرای دوست

تو را با، چنـــین قدر، پیــــش قــــدح

ســجود دمادم بـــگو از چه روست ؟

صــراحی بدو گـــفت: نشــــنیده ای ؟

"تواضع ز گردنـفــــرازان نکوست!"

ارادت مدّاح و سخاوت  ممدوح

این دو رباعی که نخستین از شاعر مداح و رباعی دوم از ممدوح  است  بر سپیدی نسخۀ شماره 2692 یادداشت شده است:

" مدیحة لبعض الوزراء:

دنیا چو محیط است و کف خواجه نقط

پیوســــــته به گرد نقطه می گردد خط

پـروردۀ او کـِه و مـِه و دون و وســط

دولــت ندهد خدای کس را به غلــــط

[جوابها:]

ســـیصد برۀ سفید چون بیـــضۀ بـــط

کان را ز ســـــــــــیاهی نبود هیچ نقط

از گلـّۀ خاص ما، نه از جای غــــــلط

چوپــان بدهـــد به دســـــت آرندۀ خط

---------------------------------------------------------------------------------

 

دستور ساختن مرکــّب

این چند دستور منظوم و منثور در مرکب سازی بر سپیدیهای چند نسخهء خطّی کهن ثبت شده، که البــتـّه برخی از آنها نزد اهل فن مشهور و مورد استفاده است.

بسـتان دو درم دود  چراغ بی نــم

صمغ عربی در او فکن چار درم

مازو دو درم، نیم درم ترکی زاک

از بهر مرکـّبش همی ســـای بهــم

یک روایت دیگر 

 همسنگ دوده زاک است همسنگ هردو مــازو

همسنگ هرسه صمــــغ است، آنگاه زور بازو

نسخهء مرکب یاقوتی 

دوده شش کن، هریک از صمغ و نبات و صبر سه

زعفـــران دو، نیــــل دو، زنگار دو، نیکو بـــسای

وانگهی این جملـــه حل کن با گــُلاب و آب مورد

گر همی خواهی مرکب ســـــاختن این است رای

طریقهء دیگر

قدری نشاسته را در تابۀ آهنین کن و بر روی آتش بدار تا آتش در وی اثر کند و پاک بسوزد (ظاهرا ً نسوزد).  آنگاه به آب یا گلاب حل کن؛ مدادی روان و بــر ّاق گردد.

روش دیگر در ساختن مرکب

 

قدری مازوی رسیده خـُرد کند و پنج روز در آب نگهدارد. بعد از پنج روز آن را در هرکارهء سنگین کند و چنان بجوشاند که به قوام آید. آنگاه قدری زاک کرمانی سوخته را در آب مازو کند و به هم بیامیزد تا سیاه گردد. آن را بر گرد نـَیی بیالاید. اما این نوشته را ( یعنی نوشته با این مرکب را) از آب نگاه باید داشت چون در آب نشو می کند 

ساختن مرکب از برنج

قدری برنج گـِرده را بر تابه حرارت دهند تا نیم سوز گردد. پس آن را کوبیده، با سپیدۀ تخم مرغ خوب بسایند، تا حل شود. پس بگذارند تا خشک شود. مرکبی خوش رنگ بدست آید. 

=======================

یادگار نگاری

     هنگامی که در کار فهرستنگاری نسخه های خطی کتابخانهء مرکزی آستان قدس بودم غالباً  نسخه هایی را می دیدم که این بیت عربی  - گاهی با اندکی تفاوت -  بر پشت برگ اول یا آخر نسخه نوشته شده بود:

 

و یبقی الخطّ فی قرطاس دهراً

و ایدینا رمیم  فی التّــــراب

*

یدوم الخط فی القرطاس دهرا

و کاتبه  رمیم فی التراب 

( البته مطالب جالبی را که مالکان نسخه ها یاد داشت نموده بودند در آن روزگار گرد آوردم  و چند سال بعد به صورت مقاله یی با عنوان بر "سپیدی نسخه ها "  در یکی از نشریه های تخصصی در ایران چاپ شد).  چون این مطالب را مرور می کردم به یاد می آوردم  یادداشتهایی را که نو آموزان  بر پشت کتابها، در روزگاری که ما کودکان دبستانی بودیم، می نوشتند و ما از دیدن و خواندن آنها لذّت می بردیم و بی گمان که خود ما هم مرتکب چنان خطاهایی می شدیم.  چون برخی از آن مطالب خالی از لطافتی نیست، در اینجا به ذکر آنچه به یادم مانده است می پردازم.  البتّه از ویژگیهای نوآموزان بود که نشان دهند که نوشتن را آموخته اند  و می توانند  سفیدی کتابهای خود و دیگران را سیاه کنند.

    یکی  از متداول ترین ابیاتی که بر پشت کتاب می نوشتند، .و اندکی رنگ عاشقانه هم داشت این بود:

برپشت کتابت همه کس نام نویسند

من گمشدهء عشــق تو ام ، نام ندارم

*

و این بیت هم اگر چه از در و دیوار خانه حکایت داشت گاهی جایش پشت کتاب بود:

نوشتم بر در و دیوار خانه

بماند از من مسکین نشانه 

این ابیات نیز غالباً بر پشت کتابها توسط مالکان یا مطالعه کنندگان نوشته می شد:

به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی

در این زمانه ندیدم رفیق یکرنگی

*

خط نوشتم صرف کردم روزگار

من نمانم خط بماند یادگار

*

قلم گفتا که من شاه جهانم

قلمزن را به دولت می رسانم 

و در پایان به این ابیات توجه فرمایید که  بی مناسبت با بیت عربی که در آغاز تحریر شد، نیست:

خط در ورق دهر بماند صد سال

بیچاره نویسنده که در خاک رود

*

این دست من از خاک است  هم خاک شود روزی

این نام من از دنیا هم پاک شود روزی

هر کس که مرا داند، این خطّ مرا خواند

شاید که به مرگ من غمناک شود روزی

=+=+=+=+=+=+

دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۴:۲۶
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت