fekrat.kateban.com , Asef Fekrat articles in memorize of literati and scholars.


--(صفحه اصلى)--
جستجو
غزل

یاد آشنا

جان سوی تو پرواز می کند
دل شــکایت آغــــاز می کند
واژه برلبــــــم داغ می شود
یـــاد محــــرم راز می کــند
چشم مهربانت به گوش جان
قصّــــه ها به ایجـاز می کند
تا چه ســــاغری آن نگاه را
خان ومان برانـــداز می کند
جان تازه می یابــــم از لبـت
این عقیـــق اعجـــاز می کند
با تبسّــمی هســـــتی آفـــرین
عشق را ســـــرافراز می کند
دل اسیرگیسوی توست، لیک
فکر صیـد شـــــهباز می کند
وه که مطرب امشب بیاددوست
خوش سرودها ســـاز می کند
پنجه ها چو بر تــــار می برد
عقده های دل باز می کــــــند
گاه راه عشّــــــاق می زنـــــد
گاه طرح شهنــــــــاز می کند
مرغ دل سوی کابُــل وهـری
عاشــــــقانه پرواز می کــــند
گه سوی خجند پر همی کشد
گاه یاد شـــــــــیراز می کند
گوییا ازآن دور دورهــــــــا
همــــزبانـــــی آواز می کند
ای خـــدا، خدا! آب شد دلم
یاد یــار دمســـــــاز می کند
گاه زنـــدگی تلـــخ می شود
گاه مرگ هم نــــاز می کند


اتاوا- 22 جولای 2010

آصف فکرت

فهرست
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (5)
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (4)
  • گفتار بلخ در کلیات شمس(3)
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (2)
  • گفتار بلخ در کلّیات شمس (1)
  • ای دگرگونساز دلها
  • علم دولت نوروز
  • اسطورۀ انگور
  • حکمت در سویس آسیا-4 /حکمت در هرات
  • حکمت در سویس آسیا-3 / غزنی – قندهار - فراه
  • حکمت در سویس آسیا - 2 / ادامۀ بازدید از کابل
  • حکمت در سویس آسیا -1 / از پشاور تا کابل
  • حکمت در سویس آسیا / مقدّمه: حکمت و افغانان
  • از هرات تا ارومچی
  • چند روزی در جنیوا(ژنو)
  • یاد ندوشن
  • جام عدل
  • امیرزادۀ بافرهنگ
  • غزنه با شیراز دارد ربطهای معنوی
  • یاد امیرعلیشیرنوایی دربدایع الوقایع
  • با پروفسور فضل الله رضا(1)
  • با پروفسور فضل الله رضا(2)
  • چند غزل
  • در خراسان و...
  • مسجد و مکتبخانه
  • فاریاب، کندز و انیس(1)
  • فاریاب، کندز و انیس (2)
  • با مترجم حدود العالم
  • منشی صاحب
  • چند غزل دیگر
  • منشآت وقایع نگار
  • یادی از هرات نیم قرن پیش و ...
  • دیوار
  • از دبیرستان تا دانشگاه
  • زبان مردمی
  • راه نیستان و...
  • حسن خان شاملو
  • گزارش سفیر قاجار
  • متن جغرافیایی از سدۀ چهارم
  • تاجیکی، دری، فارسی
  • مقاله
  • دلبر سعدی
  • ترانک
  • میخ اول بر تابوت استعمار
  • مقدّمۀ فارسی هروی
  • باز هم از گل بگو
  • نسخۀ فرسوده
  • خوش آمد گل
  • استنساخ اهل حال
  • غزل - پیام
  • مجلد 14 دائرة المعارف بزرگ اسلام
  • شیخ بهائی و هرات
  • با استاد حبیبی
  • چهل سال دوستی
  • به یاد جاوید
  • نـــیایــش
  • نوروز هـــــــرات
  • ادبکده 2
  • ادبـــکده
  • شهر ها و شعر ها
  • چند نکتهء لطیف
  • شکسته یا نشسته؟
  • نکته ... نکته ...نکته
  • از هرات تا مـکــّه
  • تــرجمۀ موزون
  • نکته...نکته...نکته
  • هیأت تحریر
  • یاد سمرقند
  • پروژۀ مسیح
  • خاطره
  • شانکر
  • به امید شادی روح مادرم، مریم منشی زاده
  • مطالعات کودکی
  • شیخ طاهر
  • یاد گرامی مادر
  • محیط فضل و ادب
  • کـُشککی
  • حقشناس باشیم
  • بیدل شناسی
  • میوه ها
  • عطّـار هروی
  • محقق طباطبایی
  • کمال خراسانی
  • آهوی کوهی
  • بخارا
  • نکته...نکته...
  • فکری سلجوقی
  • آثار فکرت
  • شایق پندار
  • کتابفروشیها
  • استادمن در صحافی

  • نویسنده

                a_fekrat@msn.com  
     
     آصف فکرت در سال 1325 خورشیدی  دیده به جهان گشود. پس از فراگرفتن دروس مقدماتی، تعلیمات ابتدایی را ...

    فهرست آثار

    ·        مناجات و گفتار پیر هــرات، کابل، انتشارات بیهقی، 1356ش، 216ص.
    ·        لغات زبان گفتاری هــرات، کابل، انتشارات بیهقی، ...

    سایت های دیگر
    شـــــعر فکرت

    یـــــــــادها

    ازگلستان من ببر ورقی

    Dari-Classics

    دوبیتی ها
    شمارگر
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۹۵۳۸۸ نفر
    کاربران حاضر : ۶ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۹۱
    بازدید از این یادداشت : ۱۵۷۲ نفر


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006/02/0

    « مطلب قبلی       صفحه اصلی       مطلب بعدی »

    شانکر

    نسخه قابل چاپ

                     دانشمندی سالخورده در خدمت خـُردسالان هند

    در سال 1359 خورشیدی  سفری به دهلی، پایتخت هند، داشتم. این سفر که یک مأموریت  علمی – آموزشی بود، بوک ورکشاپ (کارآموزی کتاب) نام داشت. نگارنده در آن هنگام مدیر مجله اختصاصی کتاب، وابسته به کتابخانهء عامّـه(ملـّی) افغانستان  بود. در این سفر که بسیار کوتاه بود برای ما که پنج نفر از پنج کشور آسیایی بودیم، برنامۀ  فشرده و مفیدی ساخته بودند. من با آنکه پیش از آن مدّتی مدید در هند به تحصیل روزنامه نگاری مشغول بودم، از این سفر کوتاه  به همان پیمانه، اگرنه بیشتر،  خاطرات و آموخته اندوختم.  دیدار برخی  از شخصیتهای  اهل کتاب و کتابخانه و انتشارات از جملهء چیزهایی بود که در برنامهء ما گنجانیده شده بود. با آنکه همهء موارد آن برنامه سنجیده ، مفید و آکادمیک بود، آنچه که بیش از همه برای من به خاطرماندنی و  دلپذیر ماند دیدار با یک نویسنده و روزنامه نگار معروف هند آقای شانکر بود. شانکر با بزرگمنشی برنامهء دیدار ما را در یک شب کامل در خانه اش پذیرفته بود و ما هم بسیار شادمان بودیم از این که با زندگی خصوصی و با خانوادهء یک شخصیت علمی آشنا می شدیم. آن شب همه چیز برای ما دلپذیر و خوشایند بود. از پذیراییهای سطح بالا ولی آمیخته با فروتنی که خاص شخصیتهای  علمی همه جا، بویژه هند، است تا غذاهای خوشمزه و خوشرنگ و خوشبوی همه مهمان را خورسند از ورود و ماندن در خانهء آقای شانکر می نمود. به یاد دارم که آن شب ، ظاهراً به دلایل باز سازی بخشی از تأسیسات آن محل، برای چند ساعت برق خاموش بود و میزبانان ما این را می دانستند.  برای همین چند تا از چراغهای تفت سوز و شمعدان های متعدد را را آماده داشتند که چون برق قطع شد، آنها را  افروختند و محفل را شکوهی شاعرانه و عارفانه بخشیدند. به هر روی تعارفا ت که هر یک از میهمانان شرح دادند که از کجایند و چه می کنند و چه کارهایی انجام داده اند به انجام رسید. همراهان ما همه از کارکنان کتابخانه ها در نپال، تایلند، فلیپین ویکی دو کشور دیگر بودند. همه را به خوبی و خوشی پذیرفت و اما نوبت که به نگارندهء این سطور رسید خوشتر داشت و نشان داد که با سرزمین ما پیوندی کهن دارد. هندیها در کُل مردمان افغانستان و ایران را دوست می دارند و پیوند کهن تاریخی و فرهنگی میان مردمان سه کشور را گرامی می شمارند. این تعارفات سپری شد و نوبت به آقای شانکر رسید. آن نگارندهء کهنسال که به آرامی و متانت و با فروتنی سخن می گفت، که بیشتر هندیان، خاصه که به دانش آراسته باشند، چنین اند،  به ما شرح داد که مطبوعاتی بوده و کارتون نگار و سالها بدان کار روزگار به سر برده از دوستان و همکاران مرحوم جواهرلعل نهرو نخست وزیر فقید هند بوده و سفرهای متعددی با او داشته، اما همهء اینها را همتی که در بخش دوم زندگی کاری خویش نموده تحت الشعاع قرار داده و او را پدر کودکان هند ساخته است.

     

    هند با جمعیتی که در آن روزها می رفت که به میلیارد برسد بخش عظیمی از پیشرفت نسل جوانش را مرهون همین شخصیت دانا، مردم دوست و فروتن بود.

    و ما که در آن شب میهمان این شخصیت عالیقدر بودیم این را به درستی نمی دانستیم و او خود نیز که  بایست ما را از کارهایش تا حدودی مطلع می ساخت، چنان کارها و خدماتش را سهل و ساده نشان می داد که گفتی همه کارها را از سر تفریح و سرگرمی کرده است . البته درست است که کاری را که آدم بخواهد و دلخواه و از سر شوق باشد  همانا سرگرمی و تفریح است ولی ایکاش همه سرگرمیها و تفریحها چنین باشد که با سرنوشت نیکفرجام  میلیونها کودک و نوجوان که آینده سازان هر کشورند بستگی داشته باشد.

    آقای شانکر برای ما شرح داد که چگونه دریافته بود که کودکان کشورش به کتب و مجلاتی نیازمند بودند که  آسان دریابند و به آسانی و با علاقمندی از آن انتشارات  مطالب مورد نیاز را بیاموزند. او برای ما شرح داد که چون به کار انتشارات مجله و کتاب برای کودکان آغاز کرد، دریافت که بایست بسیاری از این کتابها و مجلات به بهای اندک و حتی برایگان در دسترس کودکان قرارمی گرفت. این بود که او در اندیشهء یک منبع درآمدی برای  تمویل کارهای انتشاراتی کودکان افتاد و دستگاه لعبتک سازی که در انگلیسی "دال" و در ایران "عروسک" می گویند بنا نهاد. و آن پیکره های کوچک انسانی است که نمودار قیافه، رنگ پوست، پوشاک و برخی از ویژگیهای فرهنگی است که می شود آن را با پیکرک ها نمایش داد. فردای آن روز که ما به  دیدار موزهء لعبتک ها( دال میوزیم) رفتیم، دیدیم دنیایی است که به صورتی بسیار آموزنده با بخشهای متعددی که دارد نموداری از شناسایی همهء مردمان جهان است.

    بدین ترتیب همچنان که  آقای شانکر توضیح داد که این موزه و گروهی که با دست و به دقت و با مطالعۀ جوانب مختلف مردمشناسی پیکره ها و پوشاک آنها را می ساختند و هنوز هم می سازند، هم توانست مدرک عایداتی برای تکافوی هزینهء انتشارات ارزان و قسماً رایگان برای کودکان هند فراهم سازد و هم مرکزی برای مبادلهء فرهنگی با سراسر جهان شود.

    آن شب در خانهء شادروان شانکر و فردا در موزیم و به اتفاق و رهنمایی آن مرد بزرگ  به خوشی گذشت، اما امروز که پیشرفتهای کشور هند و دانش و بینش نسل جوان هند را می بینم،  دستاورد همت و کوشش شادروان کشاو شانکر و افرادی مانند او را بیشتر در می یابم. 

    کشاو شانکر پیلاو، پیش از آزادی هند و پس از آن، بزرگترین کارتون نگار هند بود. او از مردمان کرالا در جنوبغرب هند بود. در دانشسرای حقوق درس می خواند که آن را رها کرد و به کار پرداخت. کارتونهایش روزنامه ها را به سوی او کشانید و در 1932 به روزنامهء هندوستان تایمز پیوست. خدماتش در آستانهء آزادسازی کشور او را یک نامه نگار ماندگار ساخت.

    در 1946  هفته نامهء شانکر را انتشار داد که با انتشار کارتونهایش تا 1975  چاپ می شد.  اما در این هنگام آن را بست و خامه به نوشتن گرفت. او همت خویش را وقف کتابها و مجلات کودکان نمود. کاری که در 1952 آغاز نموده بود. "سی بی تی"  ( اتحادیهء کتاب کودکان)  پیشاهنگ نشر کتابهای کودکان ِ هند است. این سازمان هدف عالی و بلندپروازانه اش را ترویج و ارتقاء کتابها و مجلات با تحریر و تآلیف عالی، تصاویر سطح بالا و طرح و آرایش مرغوب تعیین نمود. هدف عرضهء کتابهایی بود و هست که آنها را آسان توان خواند و آسان توان دید. کتابها و مجلاتی که کودکان را تشویق کند تا درک بهتری از میراث فرهنگی کشورشان (هند)  داشته باشند.  مجلهء انگلیسی دنیای کودک ( Children’s World ) از انتشارات همین شرکت به زبان انگلیسی بود و همچنان به تأسیس " انجمن نویسندگان و صورتگران برای کودکان (AWIC) همت گماشت. او مسابقات متعددی برای رقابت سالم کودکان و هم برای نویسندگان و صورتگران کتابهای کودکان پایه گذاری کرد.

    در آن شب به ما شرح داد که چگونه برای حفظ و بقای انتشارات کودکان، موزهء لعبتکها (تماشا خانهء گدیها یا Doll Museum ) را بنیاد نهاد. او به ما شرح داد که چگونه سی سال پیش  با دریافت لعبتکی از سفیر مجارستان (هنگری) شیفتهء ان لعبتک و پوشاک آن شده بود.  سفیر لعبتک را برای آنکه به  جای جایزه یی در مسابقات کودکان از آن استفاده شود، داده بود.  آن لعبتک چنان برای شانکر دلپسند بود که از سفیر خواهش کرده بود اجازه دهد آن را برای خود نگه دارد. از آن پس شانکر به گردآوری لعبتکهای جامه پوش آغاز کرده بود. این کار برای شانکر آسان بود؛ زیرا او که روزنامه نگاری معتبر بود سفرهای مکرر داشت. بیشتر این سفرها به همراهی جواهرلعل نهرو نخست وزیر فقید هند بود. او بزودی مجموعه یی در حدود 500 لعبتک  جامه پوش از کشورهای مختلف جهان گرد آورد و بر آن شد تا  آنها را  در کنار کارهای نقاشی کودکان به نمایش بگذارد. چون این نمایشگاه در چند جای مختلف برگزار شده بود،  چند تا از این لعبتکها هنگام بستن و گشودن و بردن و آوردن شکسته  و خاطر شانکر را آزرده بود.  در نمایشگاهی که در دهلی برگزار شده بود، جواهرلعل نهرو و دخترش اندیرا گاندی از آن دیدن کردند.  شانکر پریشانی خود را از شکستن لعبتکها  آشکار ساخته و اندیراگاندی در پاسخ گفته بود که چرا این نمایشگاه در یک جای و برای همیشه برپا نباشد؟  چنین شد و موزهء عروسکها در 1965 در ساختمان شرکت کتاب کودک در شهر دهلی در بخشی که  "بهادرشاه ظفر مارگ" نام دارد، آماده و به دست رئیس جمهوری آن هنگام رادا کرشنان گشایش یافت.

     امروز هزاران لعبتک در این موزیم نگهداری می شود و آن هنگام که نویسندهء این سطور از آنجا دیدار کرد، بخشی داشت که  پیاپی در آن بخش پیکره ها را می ساختند و سپس جامه می دوختند و می پوشانیدند و سرانجام آنها  را رنگ آمیزی می کردند و می آراستند. در ساختن پیکرهء لعبتکها ویژگیهای بدن و سیمای آنها با توجه به اینکه لعبتک از کدام مردم و کدام کشور نمایندگی می کرد به دقت در نظر گرفته می شد. همچنان پوشاک هر لعبتک نمایندگی از پوشاک مردمی می کرد که لعبتک به آنها تعلق داشت. مثلاً اگر شما به دیدار آن موزه می رفتید و ایرانی یا عراقی می بودید، به قسمت مربوطه که می رسیدید بدون این که کسی به شما معرفی کند، می گفتید که این بخش مربوط به ایران یا عراق است. با دیدار از موزه دریافتیم که  که با همه فروتنی اش، او یکی از نشاندار ترین مردان هند بود. نشانهای افتخاری که از سراسر گیتی به او اهدا شده بود.

    شادروان شانکر در دسامبر 1989 (ده سال پس از آنکه در خانه اش مهمان برخوردار از کرامت و فروتنی اش بودیم) درگذشت. روانش شاد. 

    25 دسامبر 2006

    آصف فکرت – شهر اتاوا

    ارسال شده توسط محمد آصف فكرت در تاريخ دوشنبه 4 دي 1385 ساعت 5:09 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)


    لینک ثابت این یادداشت:



     
    ارسال نظر

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    fekrat.kateban.com -- copyright: 2006 © -- Powered by kateban.com